خرید بک لینک

درباره سایت

+۵۲

امکانات وب

قسمتی از مکالمات کوتاه و مفهومی من :

+ من پیش ایفون وایسادم ٬ الان یکی میاد میگه داری با کی دل میدی قلوه میگیری؟

من : من دل میدم تو میگیری یا تو دل میدی من میگیرم ؟ کدومش ؟

+ اره خیلی وقته دل و قلوه ایی رد و بدل نشده ...

پارت دوم :

+ اره دیگه رفتم شوهر خالم رو از بیمارستان برداشتم و بردم رسوندمش

من : خب بسلامتی

+ اره دیگه

من : به سکوت رسیدیم!

+ داشتم گوشیمو نگاه میکردم ببینم چقدر باتری مونده ٬ اخه باید زنگ بزنم یه جا اسم قرص رو بپرسم و برم داروخونه بخرم

من: باشه پس برو ... شبت بخیر ٬ خدافظ

پارت سوم :

بعد از چند دقیقه مکالمه :

+ ببین من حمید رو سر راه باید سوار کنم ٬بهت زنگ میزنم! الان رسیدم بهش...

من: باشه ٬ خدافظ

بعد از یه ربع دو بار زنگ زد و من سایلنت بودم...

بار سوم برداشتم میگه :

+ بابا چرا جواب نمیدی؟ من شب بخیر بهت نگفته بودم

من : نیست این شب ها یه شب بخیر هم تا حالا جا نمونده ٬ زنگ زدی شب بخیر بگی.

+ تیکه میندازی؟

من : اره ...

پارت چهارم :

پشت همه ی این مکالمات کوتاه و سردمون یه داستان هست

اون هم همون داستان همیشگی با حواشی همیشگیش

از هم دلمون نگرفته ... تازه دلمون برای هم تنگ هم شده

+ قراره برم تهران با هم حرف بزنیم

برچسب: نویسنده: آراد زارعی تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 23:28

صفحه بندی