دوازدهم اسفند نود و هفت
داستان از آنجا شروع شد که خسته و کوفته از دانشگاه به خوابگاه آمدم . روناک زنگ زد و گفت ؛ شب میخوایم جیگر بزنیم بیا اونوری ! اصلا حوصله ی دورهمی را نداشتم .
صین همیشه میگفت : من هر وقت به روناک زنگ میزنم مطمئنم که میشنوم که میاد خونمون ! ولی وقتی به تو میخوام زنگ بزنم آمادگی اینو دارم که بشنوم نمیای یا میخوای یه چیز دیگه بگی !
راست میگفت . دنبال بهانه بودم . یک ساعت بعد هم پیام دادم که ببخشید من شب خوابگاه بمونم راحت ترم !
با فاطمه حرف زدم ٬ نقاشی روی سنگ و سفال و چوب را نگاه کردیم . شاید تنها راه گذران وقت و فکر نکردن به هیچ بود.
بعد از یک ساعت رفتم روی تختم و گوشیم را سایلنت کردم و خوابیدم ! یک خواب در آرامش …
گاهی همین تخت مسخره و خوابگاه پر از آدم ٬ تنها منبع ارامش من است .
گوشیم زنگ خورد … رفتم سراغش و شماره اش را دیدم ٬ سریع قطع کرد . بعد از چند دقیقه بهش زنگ زدم که برنداشت .
بشقاب سفالی ام را در دستم گرفتم و شروع کردم به کشیدن تصویری که پیام های طولانی اش روی گوشی ام می آمد ٬ میخواندم و جواب نمیدادم.
دلم برای خودم بیشتر از هر کسی سوخت .
احساس کردم زندگی مادرم برای من در حال تکرار هست .
دلبسته ی پسری شدم که تمام بار خانواده را به دوش میکشد ٬ تمام دغدغه های خانواده را …
گاهی فکر میکنم بد قدمم … از وقتی وارد زندگیش شدم همه چیز عجیب خراب شده …
شاید توهمی بیش نباشد .
بلند شدم پالت ام را شستم و فکر کردم ٬ به اینکه چی باعث شد دوستش داشته باشم ؟ من یک رابطه ی جدی را ساختم . من اهل درست کردن و ساختن بودم
اهل جا زدن نبودم …اهل امید داشتن … گاهی فکر میکنم اگر زن یک پیرمرد یا یک مرد مطلقه شده بودم ٬ پتانسیل دوست داشتنم را آنجا خرج میکردم ٬ زندگیم یک جور دیگری میشد .
الان در یک رابطه ی جدی ام که هر طرفش را میگیری یک طرف دیگرش در میرود .
خیلی به پدرم فکر میکنم که کمکم کند . بیاید و بگوید دخترم ! تمامش کن ٬ یک بار برای همییشه
با تمام این مشکلاتی که پیش آمده ٬ بوی بهار و هوای قشنگ اسفند مرا خیلی شاداب میکند .
اما دلم برای خودم خیلی خیلی می سوزد . برای وقتی که بیاید و بگویند اشتباه کردی ! باز هم اشتباه کردی …
به قول یه نفر: بعد از اینهمه سال دوباره از نو ساختن خیلی خیلی سخت است .
ای کاش یک نفر مرا دوست بدارد و بماند
دلم خوش باشد به “درست” بودنش …
برچسب:
نویسنده: آراد زارعی
تاريخ: يکشنبه
12 اسفند
1397 ساعت: 23:22